شرف الدين على يزدى

1081

ظفرنامه ( فارسى )

برآرد ؛ و چون زبان استعجاب آن حضرت به اداى اين معنى گوهربار گشت ، اشارت عليّه به نفاذ پيوست تا بر آن دو مزار شريف متبرك دو قبهء عالى بسازند و اتمام آن را به عهدهء اهتمام اميرزاده ابا بكر و اميرزاده خليل سلطان و از امرا ، امير شيخ نور الدين و على سلطان و منگلى خواجه كرد و به مدت بيست و پنج روز دو گنبد فلك مثال از سنگ سفيد تراشيده ، سمت استكمال يافت . و چون نقد رايج در آن بلاد نقرهء مغشوش ظاهرى بود ، جهت تخفيف حمل آن برحسب فرمان قضا جريان نقره و زر را كاه بسته و به خلاص برده مسكوك گردانيدند و تنگجات صد مثقالى و پنجاه مثقالى و ده مثقالى « 1 » و غير آن به اسم و القاب همايون مشرّف ساختند و بسياريى نقره در ميان لشكريان به حدى بود كه به مدتى اندك از حاصل دار الضرب اردوى اعلى ، ششصد هزار دينار كپكى به وصول پيوست . و اشارت عليّه صادر شد كه فتح‌نامه‌ها به مستقرّ سرير سلطنت و ديگر ممالك ايران و توران ارسال نمايند . منشيان بلاغت شعار و كتّاب براعت آثار به كلك لطايف‌گذار ظرايف‌نگار ، ظفرنامه‌ها پرداختند ، و مبشران برق سرعت را به اطراف و جوانب عالم روان ساختند و از آن تنگجات طلا و نقره كه در تخت شام به عزّ « 2 » فرخنده « 3 » نام عالى زينت يافته بود ، به حضرات و شاهزادگان و ساير اشراف و اعيان ممالك ايران « 4 » و توران ، بيلاك فرستادند و صاحب‌قران گيتىستان خواجه حسن را به تعجيل پيش اميرزاده ميرانشاه و اميرزاده شاهرخ فرستاد ، كه امير سليمان شاه و امير جهانشاه طرف ساحل درياى « 5 » افرنج و آن نواحى و حوالى را تا شهر عكه بتازند . و ايشان تمامت آن ولايت را به سنابك مراكب تسلط و استيلا سپرده ، اموال و اسباب بسيار گرفتند و به كنعان معاودت نمودند . در تضاعيف اين احوال حضرت صاحب‌قرانى را مرضى طارى شد و چند روزى به واسطهء ماده‌اى كه بر پشت مبارك - كه پشت‌گرمى اسلام و اسلاميان بدان بود - ريخت و به قرحه انجاميد . مزاج همايون از نهج اعتدال انحراف يافت و به بيمارى صعب مفضى شد و از امراى

--> ( 1 ) . ع : - ده مثقالى . ( 2 ) . ع : فر ؛ الف : - عزّ . ( 3 ) . الف : بفرخنده . ( 4 ) . الف : - ايران . ( 5 ) . ع : - درياى .